استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

باید از قرآن و حدیث استنطاق کنیم. دین دوای دردهای ماست ولی ما هم باید دردهای خود را عرضه کنیم و آن را «به حرف بیاوریم» و از او «بپرسیم». چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟
در این وبلاگ مطالب گروه مطالعاتی المیزان در خصوص نظرات علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی نیز مطرح می شود.
لینک گروه المیزان در پیام رسان ایتا
http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a
کانال تلگرامی رضاکریمی:
https://telegram.me/karimireza1001

کلمات کلیدی

تأملی در معنای نزول دفعی قرآن

رضا کریمی | سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۴

پاسخ به یک پرسش در میان دانشمندان علوم قرآنی همچنان مطرح است: در طول تاریخ در این مورد مخالفت و موافقت های زیادی انجام شده است و موافین نزول دفعی به دو معنای آن اشاره کرده اند : 1. نزول یکپارچه قرآن با الفاظ آن 2. نزول دفعی حقیقت مجرد و بسیط قران.  برخی دیگر که به طور کلی منکر نزول دفعی شده اند. در دوران معاصر می توان به نظریه جدید آیت الله جوادی آملی با عنوان نزول اجمالی در عین کشف تفصیلی اشاره نمود که با تذکر به رخداد شب قدر مطابق آیات قرآن به دست آمده است. در کنار این نظرات شاید بتوان با استناد به تبیین انجام شده از معنای فرقان در روایات، «نزول دفعی قرآن به معنای نزول فرقان» را به عنوان نظریه تازه ای مطرح نمود.

در مورد معنای نزول دفعی چند نظر وجود دارد:

1.نزول دفعی وجود ندارد

برخی معتقدند نظریه نزول دفعی قاطعیت علمی ندارد، در نتیجه تنها نزول تدریجی به عنوان یگانه راه طبیعی نزول قرآن، باقی می ماند. (فیض الله اف، ص47)


2. نزول یکباره قرآن با الفاظ
در این دیدگاه همزمان با نزول دفعی قرآن به بیت المعمور، کلّیات معارف قرآن نیز بر قلب پیامبر نازل شده است؛  برخی از این احادیث، به صراحت از نزول دفعی به بیت المعمور یا بیت العزّی و سپس از نزول تدریجی بر پیامبر حکایت دارد و شماری دیگر، صرفاً در نزول یکبارة قرآن در شب قدر ظهور دارد. ( برای نمونه: الکافی ج‏2، ص 629)

شیخ صدوق هم معتقد به نزول دفعی قرآن است (اعتقادات الإمامیه ، ص: 82) اما شیخ مفید در «تصحیح الاعتقادات» مخالف نزول دفعی است و روایت صدوق را خبری شاذ می داند(تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص: 124). علامه مجلسی با آوردن نقد و اشکالات شیخ مفید در ذیل این سخن و ردّ آن، دیدگاه شیخ صدوق را برگزیده است.

3.نزول دفعی حقیقت قرآن

علامه طباطبایی و فیض کاشانی با تفاوت هایی به این نظر معتقدند:

«اگر بخواهیم بگوییم دو بار نازل شده، لازم مى‏شود که قائل به فرق بین این دو دفعه به اجمال و تفصیل بشویم، همان اجمال و تفصیلى که آیه شریفه" کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ"  و آیه" إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ"  بدان اشاره مى‏کند، که بحثش در تفسیر سوره هود و زخرف گذشت، و گفتیم که احکام و تفصیل چه معنایى دارد.» (ترجمه المیزان، ج‏18، ص: 199)

با این قول  به نزول دفعی اجمالی قرآن است که علامه طباطبایی- مانند شیخ صدوق در اعتقادات-  تظر خود را در مقصود از نهى:" لا تُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ" و مراد از وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضى‏ إِلَیْکَ وَحْیُهُ" بیان می کنند(ترجمه المیزان، ج‏14، ص: 301)

این آیه مى‏رساند که وقتى وحى قرآن براى آن جناب مى‏آمده، قبل از اینکه وحى تمام شود، شروع به خواندن آن مى‏کرده، و در آیه، آن حضرت را نهى فرموده‏اند از اینکه در قرائت قرآن و قبل از تمام شدن وحى آن عجله نکند، پس آیه مورد بحث در معناى آن آیه دیگر است که مى‏فرماید:" لا تُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ"

و مؤید این معنا جمله بعد است که مى‏فرماید:" وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً"، براى اینکه جمله" لا تَعْجَلْ ... وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً" مى‏رساند که مراد استبدال است، یعنى به جاى اینکه در آیه‏اى که هنوز به تو وحى نشده عجله کنى علم بیشترى طلب کن. و برگشت معنا به این مى‏شود که اگر تو به قرائت آیه‏اى که هنوز بر تو نازل نشده عجله مى‏کنى، براى این است که تا اندازه‏اى بدان علم پیدا کرده‏اى، ولى تو به آن مقدار علم اکتفاء مکن، و از خدا علم جدید بخواه، و بخواه که صبر و حوصله‏ات دهد تا بقیه وحى را بشنوى.

این آیه شریفه از جمله مدارکى است که مضمون روایات را تایید مى‏کند، که دارد: قرآن کریم دو بار نازل شده، یکى بار اول که همه‏اش از اول تا به آخر دفعتا نازل شده است، و یکى هم آیه آیه و چند روز یک بار، و وجه تایید آن این است که اگر رسول خدا (ص) قبل از تمام شدن آیه، و یا چند آیه‏اى که مثلا الآن جبرئیل آورده، علمى به بقیه آن نمى‏داشت، معنا نداشت بفرماید: قبل از تمام شدن وحیش در خواندنش عجله مکن، پس معلوم مى‏شود قبل از تمام شدن وحى هم آن جناب آیه را مى‏دانسته است».

مبنای چنین ادعایی اثبات نزول دفعی اجمالی قران است . چیزی که عرفا به آن نزول حقیقت و نور قران می گویند. اما قائلان به نزول تدریجی قران ، عجله پیامبر را حمل بر ترس  از فراموشی قرآن می کنند.

 

4.نزول اجمالی در عین کشف تفصیلی

در این دیدگاه- که متعلق به آیت الله جوادی آملی است به این نکته مهم که در قرآن   هم به جنبه بسیط قرآن در شب قدر اشاره شده (سوره قدر) و هم به جنبه تقدیری و تفریقی که د رشب قدر اتفاق می افتد توجه شده است.

در اینجا قرآن کریم دارای سه مرتبه عالی، متوسط و نازل است و نقد به نظریه قبلی اینجاست که نزول قرآن کریم در شب قدر نمی‏تواند به صورت بسیط محض باشد؛ زیرا به فرموده خود قرآن، شب قدر شبی است که هر امر حکیم و یکپارچه‏ای تفریق و تفصیل می‏یابد فیها یفرق کل أمرٍ حکیمٍ(دخان، آیه 4) شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیری و گسترش است و چنین شبی با آن مرتبه از قرآن که بسیط محض است تناسبی ندارد، و قرآن، مانند امور دیگر، هم دارای مرحله «حکیم» بسیط، واحد، ثابت و مانند آن است و هم دارای مرحله «تفریق» ترکیب، تکثیر تدریج و نظیر آن. آنچه در شب مبارک قدر نازل می‏شود باید مناسب با تفریق باشد نه جمع، چون در آن شب هر چیز حکیم و جمع، به صورت تفریق ارائه می‏شود (قرآن در قرآن، صفحه 74).
بنابر این ایشان به «نزول اجمالی در عین کشف تفصیلی» معتقدند و می گویند:  قرآن کریم دارای سه مرتبه عالی، متوسط و نازل است، مرتبه عالی قرآن همان ام الکتاب و کتاب مکنونی است که در مقام لدن و نزد ذات اقدس اله می‏باشد؛ مرتبه متوسط قرآن همان است که در دست فرشتگان مقرّب و کِرام بَرَرَه است، و مرتبه نازل آن هم عین قرآنی است که لازمه‏اش الفاظ و مفاهیم است و به صورت عربی مبین تنزل یافته و جامعه انسانی در خدمت آن است. مرتبه نازله قرآن به صورت تفصیلی و در طی سالیانی نازل شده و این نزول هم نزولی تدریجی است که در این قسمت بحثی نیست. رسول اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم در مرتبه عالیه، قرآن را با مرتبه عالیه قلب دریافت کرده‏اند و در مرتبه نازله، قرآن را با سمع و بصر قلب گرفته‏اند و در شب قدر، با مرتبه متوسطه قلب.
مرتبه عالی قرآن که در مقام لدن جای دارد، حقیقتی بسیط و محض است که هیچ گونه کثرت و تفصیلی در آن راه ندارد و نزول آن مرتبه، بر وجود مبارک رسول گرامی اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم در شب معراج و بدون واسطه فرشتگان و به صورت مستقیم رخ داده است(قرآن در قرآن -  صفحه 73)

 

5.نزول فرقان

به نظر می رسد صریحترین موضع قرآن در باب اینکه آیا قران دو نوع نزول دارد تعبیر قرآن و فرقان است.

فرقان به دوصورت نازل شده است: نَزَّلَ الْفُرْقانَ (فرقان/1) أَنْزَلَ الْفُرْقان( آل عمران/4). نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ* مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ‏.

فرقان چیست؟ غالب مفسرین معتقدند که فرقان یکی از نامهای قرآن است.  تفاوت فرقان و قرآن بیشتر از همه جا در عرفان نظری مورد بررسی قرار گرفته است: قرآن حقیقت قرآن است و فرقان  صورت تفصیلی موجود در دست مسلمانان. «امتیاز قرآن از فرقان همان امتیاز اجمال و تفصیل مراتب وجودی از یکدیگر است لذا ممکن است ظرف انزال قرآن غیر از ظرف تنزیل فرقان باشد»(جوادی آملی، وحی و رهبری ،35)

ذیل آیه 4 آل عمران می خوانیم «الفرقان: هو کل أمر محکم، و الکتاب: هو جملة القرآن، الذی یصدقه من کان قبله من الأنبیاء البرهان فی تفسیر القرآن ؛ ج‏1 ؛ ص595)

در روایت دیگری می خوانیم : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنِ الْقُرْآنِ وَ الْفُرْقَانِ أَ هُمَا شَیْئَانِ أَوْ شَیْ‏ءٌ وَاحِدٌ فَقَالَ ع الْقُرْآنُ جُمْلَةُ الْکِتَابِ‏ وَ الْفُرْقَانُ الْمُحْکَمُ الْوَاجِبُ الْعَمَلِ بِهِ (الکافی ؛ ج‏2 ؛ ص630)

منظور از فرقان محکمات قرآن است که عمل کردن به آن واجب است. (فعلاً مجال این بحث نیست که بگوییم اساسا محکم آن است که واجب العمل باشد). اما نکته مهم این است که بدانیم محکمات ام الکتاب هستند: هنّ امّ الکتاب (آل عمران/7). یعنی بخشی از آیات قرآن مادر قرآن هم هستند و این به نوعی اعجاز قران است که بخشی از آیات آن خلاصه همه آیات قرآن از جمله خود همان بخشی از آیات هستند. آنجا که فرقان انزال می شود منظور جنبه ام الکتابی آن است که عمل به آن واجب شده و آنجا که فرقان تنزیل می شود منظور جنبه تدریجی و تفصیلی و تثبیتی و به قولی نذیری (فرقان/1) است.

در اینجا تفاوت انزال و تنزیل هم می تواند مشخص شود برخلاف نظر علامه طباطبایی که انزال را در نزول دفعی و تنزیل را در نزول تدریجی می دانست می توان گفت انزال در محکم است و تنزیل در تفصیل: کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ (هود/1).

برای همین است که تبعیت کردن و حکم نمودن در انزال است  و هیچ وقت در تنزیل قرآن دعوت به عمل (تبعیت) نمی شود  چون لازمه تبعیت از یک آیه و حکم کردن بر اساس آن محکم بودن آیه است و کتاب انزال نشده جز برای اینکه اختلافات را رفع کند : وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلَّا لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیه (نحل/64). لازمه تبیین اختلاف محکم بودن انزال است.

یا خدا می گوید انزال کردیم تا حکم کنی: إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاس (نساء/103).

یا: وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ‏ (مائده/44) ، وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ‏ (مائده/47) ، فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُم (مائده/48)، وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُم (مائده/49)

و یا : وَ کَذلِکَ أَنْزَلْناهُ حُکْماً عَرَبِیًّا: (رعد/ 37)

تبعیت و عمل در موارد اختلافی ممکن نیست و بلکه جماعت را بر هم می زند و فتنه برپا می شود. انزال برای تبعیت کردن است: اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّه (بقره/170) اما تبعیت برای تنزیل خدا استعمال نشده است چون تنزیل تفصیل آیات است و در تفصیل آیات متشابهات هم وجود دارد و فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِه  (آل عمران/7). وقتی اهل ایمان درخواست «تنزیل» می کنند خدا درخواستشان را اصلاح می کند و سوره ای محکم که در آن دستور جهاد و قتال است را «انزال» می کند : وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ  فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ ذکر فیه القتال (محمد/20).

نتیجه اینکه انزال هم در نزول یکباره حقیقت قرآن (ام الکتاب) استعمال می شود و هم در آیات تفصیل شده قرآن که محکم باشند: وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتابَ مُفَصَّلا (انعام/114)  و در حقیقت این دو یکی هستند. اما تنزیل فقط برای اندازه های معلوم و مفرّق به کار می رود: َ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُوم (حجر/21).

با همه این مباحث می توان اینگونه نتیجه گرفت که چون فهم برخی آیات آن به منزله فهم همه قرآن است پس نزول دفعی قرآن با آیات ام الکتاب که محکمات قرآن هستند هم می تواند صورت می گیرد. به عبارت دیگر نزول دفعی قرآن صرفاً به معنی نزول  یکباره همه آیات یا نزول تعابیری چون نور و حقیقت قرآن نیست تا با انکار آن تنها به نزول تدریجی قائل بود.

درک چگونگی نزول فرقان و تفاوت آن با نزول قرآن به درک این مقوله مهم وابسته است که چگونه محکمات هم بخشی از آیات هستند و هم مادر آیات؟ این مسئله ای است که نیازمند کاوش بیشتر است و تحلیل این نکته که چگونه قرائت بخشی از آیات و سور می توانند جایگزین بخش زیادی از قرآن شوند مثلا :

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثُلُثُ الْقُرْآنِ وَ قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ‏ رُبُعُ الْقُرْآنِ.( الکافی ، ج‏2، ص 621)

در اینجا این تعبیر از انزال می تواند نظر علامه طباطبایی در موردنزول دفعی را تکمیل و اصلاح کند. چون انزال گرچه در نزول دفعی کاربرد دارد اما این منافاتی با استعمال انزال در آیات تفصیلی ندارد. شاید بشود گفت نظر راغب درمورد عام دانستن انزال موافق این نظر باشد اما به این شرط که بدانیم انزال لفظ عامی نیست که هر نزولی را در در بر بگیرد.

به نظر اینجانب بحث انزال و تنزیل در قرآن همان فائده ای را دارد که بحث فرقان و قرآن. قرآن برای عمل کردن و هدایت شدن مردم نازل شده است و تفکیک بین الفاظ برای تشویق مردم به درک مراد شارع و عمل به کلام خداست.

از آنجا که تبیین «نزول دفعی قرآن به معنای نزول فرقان » شبیه به نظریه عرفانی نزول حقیقت قرآن است باید در تفاوت این دو گفت:

اولا در عرفان فرقان جنبه تفصیلی کتاب خداست و قرآن جنبه اجمالی کتاب خداست و به تعبیری : ظرف انزال قرآن غیر از ظرف تنزیل فرقان باشد (جوادی آملی، وحی و رهبری ،35) در حالی که در اینجا و مطابق روایات قرآن جمله الکتاب است و فرقان ام الکتاب. لذا نزول حقیقت قرآن نمی تواند نزول فرقان تلقی شود.

ثانیاً در نزول فرقان برخلاف نزول حقیقت مجرد قرآنی در نزد عرفا-  لفظ هم معنی پیدا می کند چرا که گفته شد فرقان آیات محکم کتاب است که خود جامه الفاظ به خود پیچیده است.

دقت نظر آیت الله جوادی آملی به این نکته مهم که در قرآن   هم به جنبه بسیط قرآن در شب قدر اشاره شده (سوره قدر) و هم به جنبه تقدیری و تفریقی که د رشب قدر اتفاق می افتد بسیار مهم است ولی می توان جمع  بین بساطت و تفریق در نزول قرآن را اینگونه بیان کرد که قرآن در شب قدر در قالب محکمات نازل شده است.

اکنون در پاسخ به این پرسش که آیا منظور از نزول دفعی با خبر کردن پیامبر (ص) از یک سلسله حقایق و برنامه های کلی و جهت گیری های اجمالی دین اسلام بوده است؟ می توان پاسخ مثبت داد اما با این معنا که این حقایق کلی در قالب محکمات قرآن هستند مانند نزول اصول توحید در قالب سوره توحید.

 

منابع:

 

 

  • ۹۴/۰۳/۱۲
  • رضا کریمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی