استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

باید از قرآن و حدیث استنطاق کنیم. دین دوای دردهای ماست ولی ما هم باید دردهای خود را عرضه کنیم و آن را «به حرف بیاوریم» و از او «بپرسیم». چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟
در این وبلاگ مطالب گروه مطالعاتی المیزان در خصوص نظرات علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی نیز مطرح می شود.
لینک گروه المیزان در پیام رسان ایتا
http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a
کانال تلگرامی رضاکریمی:
https://telegram.me/karimireza1001

کلمات کلیدی

همه ما مؤنث هستیم!

رضا کریمی | چهارشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶

   علامه طباطبایی در مورد جنس مؤنث نظری بنیادین و فیلسوفانه در المیزان بیان می کند. او در تفسیر « إِن یَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا» (نساء/۱۱۷) معتقد است: در بین معبود مشرکان مرد هم بوده اند مانند عیسی و برهما و بودا. اینکه معبود غیر خدا «اناث» نامیده به جهت قابلیت و انفعال و‌ناتوانی آنهاست. انوثت (مؤنث بودن) یعنی انفعال محض شأن مخلوق است با مقایسه خالق‌.
این نکته یکی از مصادیق تفسیر بنیادین از کلمات است که علامه فیلسوفانه آن را بیان می کند.
در اینجا ریشه لغت (نرمی و ‌اثرپذیری) مبنای بیان نظری قرار گرفته است و به نظرم اگر مؤنث بودن را به معنی لغوی آن معنی نکنیم فهم حصر در جمله « إِن یَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا» سخت می شود: چطور مشرکان فقط مؤنث را میطلبند؟!! مگر معبود مذکر در تاریخ نداریم؟
پاسخ علامه این است که خدایان مذکر هم‌در واقع مؤنثند چون همه در برابر خدا مؤنث و‌منفعلند. گفتن این جمله در غیر این سیاق سوءتفاهم است: همه انسانها مؤنث هستند! و به تعبیری الخلق عیال الله.
البته گفتنی است صاحب تسنیم به این نظر تمایل زیادی ندارد. خلاصه نظر وی این است که : درباره معنی «ان یدعون من دونه الا اناثا» برخی مانند علامه طباطبایی برآنند که اناث یعنی نرمی و ‌اثرپذیری و به گمان مشرکان بتها اثرپذیر بودند. برخی هم می گویند برخی مشرکان فرشتگان را که مؤنث می نامیدند می پرستیدند. این احتمال پسندیده تر است. (تسنیم، ج۲۰،  ۴۷۸ و ۴۷۹). او‌در توجیه‌اشکال حصر هم‌می گوید: حصر در این جمله، اضافی است، چون به سنت جاهلی مشرکان حجاز نظر دارد که بیشتر آنان فرشتگان آسمانی را مدبّرات امور و معبود خود می‏پنداشتند...شواهد قرآنی نشان می‏دهند که مشرکان، ملائک را مؤنث می‏پنداشتند(تسنیم، جلد 20 ، ص480).  یک اشکال در این نظر آقای جوادی این‌است که همت مفسر باید این باشد که قرآن را جاودان تفسیر کند نه اینکه (در توجیه حصر آیه) آن را به سنت صدر اسلام محدود نماید. اشکال دیگر این است که وی اعتقاد به انوثت معبودها را «گمان» مشرکان می داند ولی در بیان علامه چنین‌چیزی نیست و فکر می کنم منظور این است که دعوت به غیرخدا به «دعوت به اناث» بازگشت دارد بدون‌اینکه‌لزوما‌مشرکان متوجه این حقیقت باشند.

اساسا بیان استاد فلسفی و جاودان تر از توجیه مقطعی شاگرد است. علاوه بر این علامه نبرد ما با مشرکین و شیطان را به صورت توحیدی تر تئوریزه می کند.

  • ۹۶/۰۲/۱۳
  • رضا کریمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی