استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

باید از قرآن و حدیث استنطاق کنیم. دین دوای دردهای ماست ولی ما هم باید دردهای خود را عرضه کنیم و آن را «به حرف بیاوریم» و از او «بپرسیم». چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟
در این وبلاگ مطالب گروه مطالعاتی المیزان در خصوص نظرات علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی نیز مطرح می شود.
لینک گروه المیزان در پیام رسان ایتا
http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a
کانال تلگرامی رضاکریمی:
https://telegram.me/karimireza1001

کلمات کلیدی

دو آیه که نوع مخاطبین قرآن را مشخص می کند

رضا کریمی | يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶

وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ (انعام۱۹)
وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‌ وَ مَنْ حَوْلَها(انعام/۹۲) وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها (شوری7)

 در مباحث زبان شناسی این پرسش مطرح است که زبان قرآن عرف عام است یا خاص؟ یعنی آیا زبان قران به زبان عرف عامه است یا دارای اصطلاحات خاصی است که فقط بین مخاطبین قرآن و کسانی که با ادبیات قرآنی آشنا هستند معنی دارد؟ اکنون این دو آیه دوباره این پرسش و پرسش های شبیه به آن را مطرح می کنند. این دو آیه ظاهری شبیه به هم دارند. پرسش اولیه این است که کدام آیه آیه دیگر را توضیح می دهد. ظاهر آیه من بلغ بیشتر بر فرازبانی و فرازمانی بودن قرآن و ظاهر آیه من حولها بر منطقه ای بودن آن است؛_چنانچه که روایت هم بر این معناست. علامه طباطبایی در این رابطه می گوید:
روایتی ذیل آیه لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‌ وَ مَنْ حَوْلَها که می گوید مقصود از حول آن طائف است‌، معناى جمله‌" وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ" را خواهد داشت، و این دو جمله با رسالت بر عموم مردم که امثال جمله‌" لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ" و جمله‌" إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ" و جمله‌" قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعاً"منافات ندارد (ترجمه تفسیر المیزان، ج‌7، ص 420).

در واقع در آیه «من حولها» پرسش این است که شعاع دایره دور ام القری تا کجاست؟ بر اساس تفسیر مشهور ام القری مکه است (و با مقابله ضمیر کم و ام القری در دو آیه هم همین تفسیر به نظر صحیح است). در نگاه اولیه حول مکه نهایتا همان جزیره العرب است. اما با تفسیر قرآن به قرآن و مقایسه دو آیه می توان گفت حولها همان «من بلغ» است. یعنی شعاع دایره حول مکه تا جایی است که ابلاغ صورت بگیرد و این ابلاغ مطلق بوده و محدودیتی ندارد و بر اساس آیه إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ تا عالمین می رود، چنانچه که ندای اسلام تا دورترین نقطه فرضی آن زمان یعنی صین (چین) هم رفته است.

معنی بلوغ وحی در سوره انعام قابل فهم است؛ در یوم الحساب گروه جن و انس بازخواست می شوند و آنها می گویند ما به اجل مؤجل خود رسیدیم: الْانسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِى أَجَّلْتَ لَنَا  (انعام128) و خداوند در ادامه خطاب به همان گروه جن و انس این بلوغ را تبیین می کند: یَامَعْشرََ الجْنّ‏ وَ الْانسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ ءَایَتىِ وَ یُنذِرُونَکمُ‏ْ لِقَاءَ یَوْمِکُمْ هَذَا ...(انعام130) ذَالِکَ أَن لَّمْ یَکُن رَّبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرَى‏ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُهَا غَافِلُونَ(131). معنی اصلی بلوغ آمدن رسولان و انذار بوم الحساب است و این همان حجت بالغه الهی است که کسی را در غفلت نمی گذارد. معنی بلوغ این است که کسی رسول ندیده و آیه نشنیده و انذار نشده و غافل باقی نمی ماند و می توان «للِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» را همین تفسیر کرد که کسی نیست که قرآن به او نرسد... آیه وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِکُوها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِیداً کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً (اسراء58) هم نشان می دهد این سنت ابلاغ همگانی است چون هلاکت یا عذاب همگانی است و هلاکت و عذاب طبق قرآن و قاعده «قبح عقاب بلابیان» بدون ابلاغ انجام نمی شود.

علاوه بر این از این آیه می توان فهمید منظور از قری جن و انس است و نمی توان آن را در عرب زمان نزول محدود کرد.

برای فهم معنای حولها می توان در معنای ام القری هم فکر کرد. ام القری مادر کدام سرزمینهاست؟ اگر مکه را قبله همه زمین بدانیم دیگر نباید آن را محدود همسایگان نزدیکش بدانیم. اگر مکه را خانه اول بدانیم و به روز دحوالارض معتقد باشیم شأن این مادری برای همه زمین است چون زمین از مکه گسترش پیدا کرد و به دلیل همین اولیت است که هدی للعالمین می شود: إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ (آل عمران/96). خانه ای که هدی للعالمین است چگونه فقط به همسایگان نزدیکش محدود می شود؟!

 

آیه لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ  امروزه بسیار آیه مهمی است. این آیه می گوید قرآن دو نوع مخاطب دارد. مخاطب اولیه(کم) و مخاطب تبلیغی (من بلغ).
نتیجه این آیه این است که نباید قرآن را به مخاطب اولیه محدود کرد. نتیجه بعدی این سخن این است که قرآن در عین حال که به لسان قوم نازل شده اما ماهیتا محدود به زبان خاصی نیست چنانچه که در روایتی به همین موضوع صریحا اشاره شده است و قران را «بکل لسان» دانسته است. به عبارت دیگر زبان قرآن به گونه ای است که در ظاهر به زبان قوم است و در باطن به همه زبان هاست.

به عبارت دیگر گرچه رسالت رسول به لسان قوم اوست: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ (ابراهیم4) و این لسان البته عربی مبین است:بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبینٍ (شعراء195). ولی این لسان بر قلب رسول است و آسان شده است: فَإِنَّما یَسَّرْناهُ بِلِسانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا (مریم97) و فَإِنَّما یَسَّرْناهُ بِلِسانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (دخان58). لازمه تعبیر «تیسیر» این است که قرآن در لوح محفوظ هم مابه ازایی «علیّ حکیم» داشته باشد که در حکم ام الکتاب است. خواننده حکیم باید از این لسان ظاهری عبور کند و مخاطب ندای جاودان و عنداللهی قرآن شود.
امروزه برخی روشنفکران  قرآن را زمانمند دانستند. زمانمند دانستن قرآن در نظریه «راوی رؤیاهای رسولانه» به اوج خود می رسد. نظر علامه طباطبایی این است که هیچ فرقى بین کسانى که قرآن را از خود او مى‌شنوند و بین کسانى که از غیر او مى‌شنوند نیست.
البته این دیدگاه بهتر است با روایت «انما یعرف القرآن من خوطب به» جمع شود. به این معنی که معنای مخاطب مستقیم عمیق تر فهمیده شود. بر اساس ظاهر این روایت معرفت حقیقی را کسی دارد که مخاطب مستقیم قرار گیرد. شاید از این جهت است که بین ضمیر «کم» و ضمیر «من بلغ» فاصله انداخته است. به  عبارت دیگر به دلایلی می توان گفت بین دو نوع خواننده(قاری) قرآن تفاوت وجود دارد.
اولاً روایت «انما یعرف القرآن من خوطب به» که می گوید کسی به قرآن معرفت دارد که مخاطب آن قرار بگیرد. یعنی کسی که خطاب قرآن به او نیست معرفت به قرآن ندارد.
ثانیا ظاهر آیه این تفاوت را القا می کند چون  به جای اینکه دو مفعول آیه کنار هم بیاید «لانذرکم و من بلغ به» بین آنها فاصله افتاده است و گفته شده که لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ .
ثالثا روایات دیگری وجود دارد که تصور ظاهری از آیه را به هم می ریزد و به جای دو مفعول، دو فاعل در آیه را معرفی می کند!
اکنون در مسئله تفاوت مخاطبین قرآن، نکته مهم این است نباید مخاطب مستقیم را عرب صدر اسلام بدانیم. مخاطب اصلی و مستقیم کسی است که ندای قرآن را بلاواسطه درک کند. اینجاست که اولا زمان تقویمی از اولویت و اصالت دور می شود و ثانیا شاید بتوانیم راز تفاوت در روایات تفسیری را درک کنیم.
ظاهر  برخی روایات این است که:" من بلغ" عطف بر ضمیر" کم" است، و ظاهر آیه هم همین است، و لیکن در بعضى از روایات وارد شده که مقصود از" من بلغ" تنها امام است، علامه طباطبایی می گوید: لازمه این روایت این است که عطف بر فاعل مقدر در" لانذرکم" بوده و معنایش این باشد که من و" من بلغ"- امام- شما را انذار کنیم (ترجمه المیزان، ج‏7، ص: 56)
صاحب تسنیم عطف مفعولی در آیه را می پذیرد نه عطف فاعلی و می نویسد: اولاً اگر مراد از (مَن بَلَغ) امامان معصوم‏(علیهم‌السلام) پس از ایشان باشند، معنا این می‏شود که «تا من شما را و ائمّه بعدی نیز شما را انذار کنند»، در حالی که در زمان بسیاری از امامان‏(علیهم‌السلام) مخاطبان این آیه رخت بربسته ‏اند. ثانیاً احتمال دوم هماهنگ است با این مطلب که خطابات شَفَهی، به مشافهان و حاضران در زمان خطاب اختصاص ندارند بلکه اعمّ از شاهد و غائب ‏اند؛ امّا بر پایه احتمال نخست ـ که تقدیر آن چنین است: «لأنذرکم و من بلغ ینذرکم» ـ خطاب شفهی (در ینذرکم) مختص به غائبان خواهد بود. بسیار فرق است بین عدم اختصاص خطاب مشافهه به حاضران و بین اختصاص آن به غایبان. چنین محذوری، مانع پذیرش احتمال نخست است.[تسنیم، جلد 24 -  صفحه 571].
وی برای توجیه روایات مخالف آنها را تطبیق می داند نه مفهومی. اما اینجا روایت طوری است که با گفتن اینکه «جری و تطبیق» است مسئله تمام نمی شود چون در نحو آیه تغییر ایجاد می شود و دیدیم که علامه هم که همیشه این طور روایات در شان اهل بیت را به قاعده جری و تطبیق ربط می داد اینجا می گوید با این روایت محل عطف تغییر می کند.
برای حل محذورات پذیرش تأویل آیه باید مفهوم حاضر و غایب را عمیق تر فهمید. حاضر کسی است که خود را مخاطب قرآن بداند و غایب کسی است که از خطاب قرآن روبرگرداند گرچه در ظاهر آن را بشنود. اینجاست که زمان عامل تعیین کننده ای در حاضر و غایب نیست. برای حل این تفاوت روایات می توانیم آیه را در دوسطح معنا کنیم.
در سطح ظاهری مخاطب دو نوع است: مستقیم و غیر مستقیم: تا من شما را با آن انذار کنم و هر کس را که به آن می رسد. در این سطح از معنا، سخن بر سر بالغه بودن حجت و انذار الهی است. در واقع آنچه که باید با با گسترش و رسایی وحی و قرآن ملازم باشد انذار است و انذار (گرچه از یک لحاظ مقابل تبشیر است اما از لحاظ دیگر) مقابل عذر است: عُذْراً أَوْ نُذْراً (مرسلات6). یعنی اگر کسی انذار نشود ابلاغ نشده پس معذور است ولی حجت الهی بالغه است و کسی نیست که آن را نبیند: حِکْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ (قمر5) وبر این اساس است که خدا هر کس را بخواهد می تواند هدایت کند: قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعینَ (انعام149).
در سطح باطنی گوینده دو نوع است : تنزیلی و تأویلی: تا من و کسی که به آن رسیده شما را انذار کند. در این سطح هم مخاطب دو نوع است آنها که ندای قرآن را با قلب خود پذیرا می شوند و آنها که تنها به ظاهری از آن بسنده می کنند.
سطح باطنی آیه به توجیه سطح ظاهری آیه مدد می رساند. در سطح باطنی است که زمان مانع فهم نیست و هر کس در هر زمان می تواند توفیق خطاب قرآنی را پیدا کند. در واقع تأویل آیه به روایت امام نشان می دهد که چطور قرآن از سد زبان و زمان عبور می کند و گذر شب و روز آن را کهنه نمی گرداند. در اینجا امام در جریان دادن به قرآن در زمان نقش اول را دارد. قاعده جری و تطبیق و روایات تفسیری این مسئله را بیشتر روشن می کنند. به همان اندازه که روایات سبب نزول موجب محدود شدن قرآن در گذشته می شود روایات شأن نزول در آیات ولایت تفسیر را از عصر نزول فراتر می برد بلکه دیگر روایات اما در عبور از معنای ظاهری کلمات قرآن در این زمینه نقش کلیدی دارند.

  • ۹۶/۰۹/۱۲
  • رضا کریمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی