استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

باید از قرآن و حدیث استنطاق کنیم. دین دوای دردهای ماست ولی ما هم باید دردهای خود را عرضه کنیم و آن را «به حرف بیاوریم» و از او «بپرسیم». چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟
در این وبلاگ مطالب گروه مطالعاتی المیزان در خصوص نظرات علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی نیز مطرح می شود.
لینک گروه المیزان در پیام رسان ایتا
http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a
کانال تلگرامی رضاکریمی:
https://telegram.me/karimireza1001

کلمات کلیدی

تأملاتی پراکنده در معنای محکم و متشابه

رضا کریمی | يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۶

این تأملات پراکنده به در خواست برخی از افراد پیگیر از محتوای یک کتاب در دست تحقیق با عنوان «راه های قرآنی خواندن» گرفته شده اند. موضوع مهم و حساس محکم و متشابه یکی از بنیادهای فهم قرآن و راه های قرائت و خواندن متن است که رازهای زیادی در پی دارد. اجمالا برخی از این حقایق بیان می شوند:

***

در آغاز راه قرآن کریم مخاطب خود را به تأمل وا می دارد:

آیات قرآن متشابه هستند: کتاباً متشابهاً: اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِها (زمر/23)

برخی از آیات قرآن محکم و برخی دیگر متشابهند: هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهات (آل عمران/7)

آیات قرآن محکم هستند: کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ خَبیرٍ (هود/1)

چطور می شود این سه جمله متضاد هرسه توصیف حقیقی قرآن باشند؟! چون محکم و متشابه نسبی هستند یعنی بر اثر رشد ظرفیت قاری می توانند افزایش و کاهش داشته باشند. متشابه ذاتی نیست بلکه چیزی است که بر جاهلش مشتبه است نه بر عالم. المتشابه مااشتبه علی جاهله (عباشی، ج1، ص12).

 قرائت قرآن نوعی سلوک است. قاری می خواند و ترقی می کند و به دنیاهای تازه گام می گذارد. در لدن الهی آیات برایش محکم و واضحند اما در تفصیل آیات پرسش ها و لرزش ها شروع می شود و بعد دوباره آرامش فرامی رسد؛ اکنون برخی آیات واضحند و برخی مبهم و این تازه آغازی بر یک پایان است؛ دور و چرخش در باغ قرآن. بخوان وبالا برو: اقرأ وارق. این اعجاز قرآن است؛ و لذت قرآن خواندن!

***

مواجهه خواننده با متن فقط با محکمات و واضحات آن نیست بلکه هر متنی متشابهاتی دارد. این متشابهات علاوه بر اینکه موجب پرسش است، ضرورت رسوخ در متن و انتظار برای دریافت محکمات بیشتر را می طلبد.

این قرآن بی شک برای متقین و پرهیزگاران هدایت است ( بقره/2). قرائت باید همراه با حفظ و پرهیز باشد و شاید این پرهیز متناسب با لزوم استعاذه پیش از قرآن باشد. پرهیز از چه و استعاذه برای چه؟ قرآن برای ظالمین جز زیان نمی افزاید (اسراء/82). منظور از ظلم چیست؟ پاسخ را در مسئله رسوخ می توان یافت.

رسوخ یعنی ماندن در محکمات و پرهیز از متشابهات. رسوخ گفتن «نمی دانم» است. نمی دانم موجب پرسش می شود. رسوخ ماندن پشت درهای بسته است؛ اگر کسی در را بشکند مهاجم است و اگر از پشت خانه وارد شود دزد نامیده می شود. بلکه باید از در وارد خانه شد: وأتوا البیوت من ابوابها. رسوخ تقوای کلمات است. علاوه بر این رسوخ مسئله پیش دانسته‌ها و خودباشی در فهم را هم در پی دارد. توصیه به رسوخ (و در ادامه؛ انتظار) به دلیل ساختار قرآن و بلکه همه کتاب هاست: قرآن محکم و متشابه دارد. بعضی اصول آن واضح هستند و بر سرشان اختلافی نیست اما بعضی متشابهند و می توانند مایه فتنه و تکلف باشند.

برای محکم و متشابه تعاریف مختلفی می توان بیان کرد. اما از متن آیه 7 سوره آل عمران می توان تعریف دیگری ارائه داد:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ  فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ  وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ  وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

بر اساس این آیه تبعیت از متشابهات کتاب نشانه زیغ قلب است پس تبعیت از محکمات اینگونه نیست. از آیات دیگر می توان فهمید که باید از محکمات تبعیت کرد. کسانی که در قلبشان مرض است سوره محکم را اطاعت نمی کنند و وقتی سوره محکمی نازل می شد هراسناک شده، طاعت و قول معروف پیشه  نمی کردند و در عزم الامر با خدا صادق نبودند؛ لذا با وجود داشتن چشم و گوش، کور و کر شده و دچار ارتداد (برگشت به عقب) می شدند. اینجاست که خداوند می گوید: چرا در قرآن تدبر نمی کنید مگر بر قلبهایتان قفل زده شده است؟

وَ یَقُولُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَوْ لَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ  فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ محْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فِیهَا الْقِتَالُ  رَأَیْتَ الَّذِینَ فىِ قُلُوبهِم مَّرَضٌ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشىِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ  فَأَوْلىَ‏ لَهُمْ - طَاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ  فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُواْ اللَّهَ لَکاَنَ خَیًرا لَّهُمْ- فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُواْ أَرْحَامَکُمْ- أُوْلَئکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمَى أَبْصَرَهُمْ- أَ فَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلىَ‏ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا(محمد/24-20)

از لحن آیات فوق بر می آید که باید اتصالی لفظی و معنوی بین این چند آیه برقرار باشد. اما ابتدای این چند آیه بر سر سوره محکمه ای است که ذکر قتال در آن آمده است و انتهای آیات در باب مذمت قلبهای قفل‌ زده شده ای است که تدبر نمی کنند. رابطه این تدبرنکردن(که با فاء تفریع هم همراه شده است). با قتال نکردن چیست؟ می شود گفت که بر آنها (اولئک) سوره محکمی انزال شده اما به آن پشت می کنند و این نوعی تدبر نکردن در قرآن است!  و می شود گفت که تدبر همان عمل کردن به محکمات قرآن است.

***

متشابهات، سؤالات ما و محکمات، پاسخ آنها هستند. متشابهاتی که به هم عطف می شوند، آیه 23 سوره زمر می گوید: اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِکْرِ اللَّهِ ذلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدی بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ. خداوند احسن الحدیث را تنزیل کرد، کتابی متشابه و مثانی (دوتایی و به هم عطف شونده)، که ابتدا پوست کسانی را که از پروردگار می ترسند را می لرزاند و سپس پوست و قلبشان به سمت ذکر خدا نرم می شود. شاید بشود این آیه را اینگونه فهمید: با تضارب آرا (عطف آیات به هم دیگر)و دچار تناقضات ظاهری بین آیات شده،  پوستمان می لرزد (دچار پرسش ونادانی شدن) «سپس» پوستمان و قلبمان نرم (رسیدن به محکمات و ام الکتاب و پاسخ به پرسش ها) می شود.

با تدبر در قرآن می توان فهمید که تبعیت از متشابهات نشانه زیغ و انحراف دلهاست: فَأَمَّا الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِه(ال عمران/7) زیرا تبعیت از متشابهات در جایی است که تأویل جویی رخ دهد؛ یعنی جایی که فرد در جست و جوی تأویل باشد نه طالب تبعیت از تأویل. به عبارت دیگر تأویل «جویی» (یا همان ابتغاء) موجب تفسیر به رأی و عدم تبعیت از وحی می شود در حالی که تبعیت مستلزم صبر و انتظار است نه «جستن». این استلزام از آیه قرآن قابل برداشت است: آن جا که خداوند می گوید از وحی تبعیت کنید نه از رأی خود و به عبارتی صبرکنید تا خدا حکم کند: وَ اتَّبِعْ ما یُوحى‏ إِلَیْکَ وَ اصْبِرْ حَتَّى یَحْکُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمینَ (یونس/109). توضیح علت اینکه چرا تأویل جویی موجب زیغ قلب می شود نیازمند بیان تفصیلی است و در این مجال نمی گنجد و فقط می توان گفت که در نگرش توحیدی تأویل «آمدنی» است نه جستنی (یَوْمَ یَأْتی‏ تَأْویلُه: اعراف/53، بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْویلُهُ : یونس/39) ؛ 

این نظریه می تواند جایگاه تأویل را بهتر روشن کند. آیت الله جوادی آملی به دو تأویل اعتقاد دارد: تأویل متشابه و تأویل کتاب. او تأویل اول را نشان زیغ قلب می داند. اما راه حل بهتر برای جمع معانی استعمال واژه تأویل این است که «تأویل‌جویی» نشانه زیغ قلب است و تأویل در اصل یکی است. محکمات ام الکتاب هستند و تأویل هم در دیدگاه وی و استادش هم به معنی ام الکتاب است. آیت الله جوادی آملی محکم را هم دو نوع می داند: محکم مقابل متشابه و محکم مقابل مفصل. شاید از این جهت است که نسبت محکم و متشابه را نسبت دایه و فرزند می داند نه مادر و فرزند. چون دایه فرزند را می پرورد و آن را نمی زاید. اما بر اساس تفسیر قرآن به قرآن می توانیم دو آیه قرآن را با هم جمع کنیم؛ آیه اول سوره هود (کتاب احکمت آیاته) و آیه هفتم سوره آل عمران در مورد محکمات را هم معنا کنیم و متشابه و مفصل را در یک راستا بدانیم. علاوه بر اینکه توجه داشته باشیم که تعبیر ام الکتاب هم «مادر» بودن را تداعی می کند. مادر والده هم هست مگر اینکه دلیلی بر خلاف آن باشد. به تعبیر قرآن مادر حمل و وضع حمل دارد و می زاید: ً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْها (احقاف/15). هرچند تعبیر ام بالاتر از والده است چون والد فقط زاینده است ولی اُم پرورش دهنده است و مرجع و مقصود مولود هم هست. در ضمن باید متوجه باشیم در المیزان و تسنیم متشابهات تشابه ضروری و طبیعی دارند. ضرورت و طبیعی بودن تشابه از آنجاست که در مسیر تولد و زایش، تفصیل و تنزیل ناگزیر و ضروری و طبیعی است.

***

برای فهم قرآن باید ابتدا از آیات محکم شروع کنید و بعد متشابهات را به محکمات برگردانید. محکمات مادر کتاب هستند (آل عمران/7). یعنی محکمات مادر متشابهات هستند و متشابهات را می توان حاصل تفصیل محکمات دانست. تفسیر قرآن به قرآن یعنی تفسیر محکمات به متشابهات یعنی سیر از اجمال به تفصیل.

باید برای برگرداندن متشابهات به اصلشان، یعنی محکمات، انتظار کشید. «انتظار عبارتست از عمل به محکمات و اقرار به متشابهات». منتظر آنقدر دعا می کند و آنقدر به محکماتی که خدا نشانش داده عمل می کند و آنقدر متشابهات را انکار نمی کند و با خود می گوید ای خدا «همه» از توست، تا اینکه فرج (فهم) برسد.

رابطه انتظار و عمل آنجا بیشتر شناخته می شود که بدانیم محکم و متشابه را در چند سطح می توان تعریف کرد. در لایه اول محکم واضح و متشابه مبهم معنی می دهد. اما در معنای دقیق تر محکم همان است که بشود به آن عمل کرد و بلکه باید. متشابه آنست که قبل از تفسیر و آمدن تأویل آن نمی توان به آن عمل کرد. چون به تعبیر قران تبعیت از متشابهات نشانه زیغ قلب است. این تعریف دوم با تعریف رایج سازگار است. محکمات آیاتی هستند که (بنابه ظرفیت مخاطب) معنایی واضح و واحد دارند و قابل عمل کردن هستند. قابلیت عمل یعنی با کاربردی شدن آن آیه اختلاف و فتنه در فرد و در جامعه به وجود نمی آید. باید به تمامی محکمات اقتدا کرد و آنها را امام «عمل» قرار داد. اما نباید در متشابهات فرو رفت و با ادعای تعمق و تأویل آنها را تفسیر به رأی کرد. متشابهات را نباید نادیده گرفت ولی نباید هم (تاوقتی محکم نشده اند) به آنها عمل کرد.

 

  • ۹۶/۱۲/۲۰
  • رضا کریمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی