معرفی کتاب: قرآن و علم اصول
قرآن و علم اصول، رضا حق پناه، نشر سخن، 1390، 528 صفحه
یکی از ضرورتهای پرداختن به علم اصول در دنیای معاصر، قوت گرفتن مباحث عقلی و نظری است. یکی از منابع مناسب برای تقویت بنیادهای عقلانی دین این دانش است که در تقابل با گرایش نقلی اخباریون قرار می گیرد. اما تخصصی بودن این دانش سبب شده است که هر پژوهشگر دینی ، به اندازه برخی علوم دیگر مانند کلام، با زبان و بیان «اصولی» آشنا نباشد. اکنون فکر می کنم ورود به این دانش از دریچه قرآن برای افرادی غیرحوزوی چون من سبب آسانی راه – و البته سبب به وجود آمدن نگاه مکمل، محققانه و غیرتقلیدی – گردد.
کتاب مورد نظر «پژوهشی در مورد آیات مورد استناد در دانش اصول فقه» است. اما در پژوهش انجام شده تنها به کتب اصولیون اکتفا نشده است. نکته مهم این است که تاکنون در مورد آیات الاحکام کتابهای مختلفی نوشته شده اما اقدامی بایسته برای آیات الاصول صورت نگرفته است.
- ۰ نظر
- ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۰۰
رویکرد اصلی این کتاب تبیین موضوع تربیت سیاسی بر مبنای قرآنی و سیره است به گونه ای که سیر تربیتی آن،چه در فرد و چه در جامعه بر مبنای تربیت قرآنی وولایی استوار است. نویسنده تلاش می کند به رویکرد سیاسی قرآن و سیره معصومین(علیه السلام) توجه نشان دهد و لزوم عمل به آنها در صحنه جامعه را تبیین نماید. این کتاب با رویکرد تربیتی نوشته شده است و لذا یک کتاب تئوریک در زمینه سیاست و علوم سیاسی نیست و نکته مهم آنکه جهت گیری آن و عناوین مطرح شده منطبق با جهت گیری ها و نیازهای موجود نظام جمهوری اسلامی است.
یکی از کشف های من از قرآن معنای شرک است: ناامیدی! خدا یک جا می گوید: لاتقنطوا من رحمه الله ان الله یغفرالذنوب جمیعاً و یک جا می گوید ان الله لایغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک... خدا همه گناهان را می آمرزد یا همه را به جزیکی می آمرزد؟ به نظرم پاسخ این است خدا همه را می آمرزد مگر کسی که از اینکه خدا او را بیامرزد ناامید باشد! خدا مگر نگفته از رحمتم ناامید نباشید که همه را می آمرزم؟! 

در سوره طه موسی علیه السلام وقتی برای بیان رسالتش آماده می شود از خدا می خواهد سینه اش را گشاده و کارش را آسان کند و گره از زبانش بازکند و بعد درخواست می کند تا هارون، برادرش را به عنوان وزیر و کمک کارش بفرستد قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لىِ صَدْرِى(25) وَ یَسِّرْ لىِ أَمْرِى(26) وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانىِ(27) یَفْقَهُواْ قَوْلىِ(28) وَ اجْعَل لىِّ وَزِیرًا مِّنْ أَهْلىِ(29) هَارُونَ أَخِى(30) اشْدُدْ بِهِ أَزْرِى(31) وَ أَشْرِکْهُ فىِ أَمْرِى(32).
شهادت معنایی وسیع تر از کشته شدن در میدان جنگ دارد. می گویند مظلوم شهید است و نیز هر کس در راه مالش مورد تعدی واقع شود و بجنگد و کشته شود. می گویند مؤمن اگر در مریضی بمیرد شهید مرده است. مصائب لطف الهی هستند و کسی که دچارآنها شود و در آن حین بمیرد شهید است: فقر، خشوع، گرسنگی، تشنگی روز، بیداری شب و... حتی روایاتی هستند که (البته بیشتر از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در کتب اهل سنت آمده اند) مرگ بر اثر طاعون، سوختگی ، غرق شدن و غریب ماندن را هم شهادت می دانند.
تصور اولیه من از قرآن این بود که ذبیح ابراهیم اسماعیل بوده است و در کتاب مقدس ذبیح اسحاق است. اما با تأمل در نظرات علمای اسلامی دیدم که مسئله به این سادگی ها هم نیست. 
اصل این کتاب به زبان عربی نگاشته شده و جزو آن دسته آثار آیت الله جوادی آملی است که دارای تبویب مناسب و سیر هدفمند است و در مقایسه با کتاب مشابه خود (وحی و نبوت در قرآن) سیر مناسب تری دارد. مطالب در صلهها و حلقههای مرتبط به هم تنظیم شده است. عبارت صله که در ترجمه فارسی «مرحله» نامیده شده است نشان گر یک ویژگی مهم کتاب است که استاد میفرمایند: در کتابهای عرفانی چون رویکرد مباحث، سلوکی و به صورت سیر الی الله است، برای پیوند مباحث نسبت به یکدیگر از کلمه (فصل) استفاده نمیکنند، بلکه بیشتر از کلمه (وصل) استفاده میشود و چون این کتاب نیز با رویکرد قرآنی و عرفانی تنظیم شده، از واژه (صله) که از (وصل) گرفته شده بهره برده شد. در ترجمه نیز مناسب دیده شد کلمه (مرحله) به جای کلمه (صله) به کار برده شود؛ زیرا رحلت و سیر پیوندی نزدیک به هم دارند