تأملی در عبارت فساد فی الارض
مشتقات صلح و صلاح در دو معنای شاخص به کار می روند: یکی در معنای عدم فساد در عالم؛ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لا یُصْلِحُونَ (شعراء/152، نمل/48) و دیگری مقابل جنگ. به نظر میرسد معنای اول اعم از دومی باشد. اگر ریشه کلمه را به معنای اعم خود ذیل هماهنگی و وحدت و پیوستگی ببریم آن وقت صلح و نجنگیدن مستلزم پذیرش هماهنگی و وحدت است. امروزه بهویژه در تلقی مدرن بیشتر صلح، ذیل اندیشهی«عدم خشونت» معنا میشود. اما در نگرشی عام میتوان صلح را بهصورت گسترده و به وسعت زمین تفسیر نمود و به جای نگاه روانشناسانه و جامعهشناسانه، مواجههای هستیشناسانه را در پیش گرفت.
- ۰ نظر
- ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۰۰
از جمله نظرات منحصربه فرد مرحوم دولابی در باب عکس العمل رایج به قرائت قرآن است.
یکی از مباحث در کتاب فطرت در قرآن که میان دوستان من در جلسه تفسیر موضوعی چالش برانگیزشد، مبحث «تغییر پذیری فطرت» است. در اینجا محل نزاع تقریر می شود و پاسخ آن به اهل علم واگذار می شود.


اساتید محترم ، جوادی آملی و مصباح یزدی، از نظر عقلی نتوانسته اند وجود حقیقی جامعه را بپذیرند و دلالت آیات بر این مسئله ، آنچنانکه علامه طباطبایی و شهید مطهری بیان کرده اند، را نپذیرفته یا یقینی نمی دانند. ریشه این اختلاف نظر شاید در این مسئله باشد که هنوز ماهیت جامعه به خوبی تحلیل نشده است. شاید تفصیل و بسط نوع نگاه ملاصدرا به هویت انسانی – که استاد جوادی آملی اجمالا مطرح کرده است- بتواند پایه گذار نظریه تازه ای باشد...