دعای عرفه و پیوست آن
دعای عرفه دو بخش دارد: متن اصلی دعا که به نقل از سیدالشهداء ع است و پیوست دعا که کسی از راویان ادعا نکرده که از امام است و در برخی منابع از ابن عطاءالله اسکندرانی ،عارف سده هفتم هجری، نام برده شده است.
« کفعمی دعای عرفه حضرت امام حسین(علیه السلام) را در بلدالأمین تا اینجا نقل فرموده و علاّمه مجلسی در زادالمعاد این دعای شریف را موافق روایت کفعمی ایراد نموده ولیکن سیدبن طاووس در اقبال، بعد از «یا رَبّـِ یا رَبّـِ یا رَبّـِ» این زیادتی را ذکر فرموده:
«إِلهِی أَنَا الْفَقِیرُ فِی غِنایَ فَکَیْفَ لا أَکُونُ فَقِیراً فِی فَقْرِی...»
اما عدم اثبات انتساب به امام وادعای برخی مبنی بر « عدم سازگاریِ لسان این دعا با ادعیه صادره و شباهت کلام با مضامین فلسفی وعرفانی» دلیل نمی شود از جملات لطیف وپرمعنای این پیوست دعا نقل نکنیم و در شرح آن نگوییم؛ به ویژه بدانیم مضمون جملات شبه فلسفه و عرفان مانند «أَ یَکُونُ لِغَیْرِکَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَیْسَ لَکَ حَتَّی یَکُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَکَ»، در دیگر ادعیه مانند دعای صباح امیرالمؤمنین ع: «یا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِه بِذاتِهِ وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجانَسَةِ مَخْلُوقاتِهِ» نقل شده است.
اهمیت توجه به این پیوست زمانی بیشتر می شود که بدانیم خدا سخنان حکیمانه غیرانبیاء و اولیاء مانند لقمان را هم برای بندگانش تجویز کرده است و شاید عالم بزرگ سید بن طاووس هم بی جهت سخن یک غیرمعصوم به سخن امام ملحق نکرده است و اساسا نحوه نقل دعا در کتاب اوست که موجب این تصور در نزد مخاطبان شده است!
به هر حال روز عرفه روز همه این جملات عارفانه است. فقط باید یادمان باشد که با الهی نامه یک عارف مواجه هستیم نه با دعای امام معصوم.
- ۰ نظر
- ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۵۱
اخیرا در کانال تلگرامی مصطفی ملکیان مطلبی از وی منتشر شده است که نظری خلاف واقع را به علامه طباطبایی منتسب می کند. وی معتقد است علامه با نظریه استحاله معرفت نفس مخالفتی نکرده است. در حالی که عکس این موضوع مطرح شده است! در المیزان آمده است که : بعضی علما حدیث من عرف نفسه فقد عرف ربه را تعلیق بر محال نموده و گفته اند شناخت نفس محال است همانطور که احاطه علمی بر خدا محال است. اما این سخن مردود است اولا به دلیل روایتدیگر که اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه. ثانیا
ماه رمضان سال ۱۳۸۴ بود که به «گفتاری در معنی توحید از نظر قرآن» در جلد ششم المیزان برخورد کردم. علامه طباطبایی به بهانه بیان علت مخالفت قرآن با تثلیث بحثی مستقل و عمیق را شروع کرد. با خواندن این متن نوعی کشش به سمت مباحث توحیدی را در خودم احساس کردم. از آنجا که بحث روایی این گفتار خطبه های عمیق وتوحیدی نهج البلاغه را شرح کرده بود بعد از آن شروع به خواندن کامل نهج البلاغه کردم. بعد از این 
درباره معنی «یاایهالذین امنوا امنوا» وجوه فراوانی گفتهشده، در این میان دو نظر از همهمهم تر است:
نوعی سلوک در نامه31 نهج البلاغه است که می توان نام آن را «قاعده تفرد» گذاشت: تَفَرَّدَ بِی دُونَ هُمُومِ النَّاسِ هَمُّ نَفْسِی. یعنی زمانی که انسان به «فردیت» خود بپردازد و مصداق آیه «علیکم انفسکم» شود
علامه طباطبایی در مورد جنس مؤنث نظری بنیادین و فیلسوفانه در المیزان بیان می کند. او در تفسیر « إِن یَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا» (نساء/۱۱۷) معتقد است: در بین معبود مشرکان مرد هم بوده اند مانند عیسی و برهما و بودا. اینکه معبود غیر خدا «اناث» نامیده به جهت قابلیت و انفعال وناتوانی آنهاست. انوثت (مؤنث بودن) یعنی انفعال محض شأن مخلوق است با مقایسه خالق.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ وَلَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا (نساء.۴۹).
از دیدگاه علامه طباطبایی در مورد آیه 55 سوره آل عمران یک نتیجه گیری مهم به دست می آید. از مجموعه مباحث (ترجمه المیزان، ج3، صص326 الی331) به طور خلاصه می توان گفت او معتقد است مراد از «وَ جَاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِلىَ یَوْمِ الْقِیَمَةِ» ، تفوق نصاری بر یهود است. می شود هم منظور از « الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ » را توسعه داد و گفت: یهود تا قیامت تحت قدرت نصاری و مسلمین (که تبعیت از عیسی می کنند) هستند
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با نخبگان جوان علمی در تاریخ 28/07/95 گفتند: «عدّهای تا ما میگوییم دشمن، میگویند چقدر فلانی مدام میگوید دشمن دشمن! خب نگوییم دشمن؟ خدا در قرآن اینهمه اسم شیطان را آورده. خب یک بار شیطان را گفت، تمام شد رفت، چرا مرتّب تکرار میکند؟ برای اینکه من و شما فراموش نکنیم این دشمن را. دشمن را باید دائم در نظر داشت. برای خاطر اینکه دشمن که بیکار نمینشیند؛ دشمن دائماً دارد حرکت میکند».