استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه‏

استنطاق

باید از قرآن و حدیث استنطاق کنیم. دین دوای دردهای ماست ولی ما هم باید دردهای خود را عرضه کنیم و آن را «به حرف بیاوریم» و از او «بپرسیم». چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟
در این وبلاگ مطالب گروه مطالعاتی المیزان در خصوص نظرات علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی نیز مطرح می شود.
لینک گروه المیزان در پیام رسان ایتا
http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a
کانال تلگرامی رضاکریمی:
https://telegram.me/karimireza1001

کلمات کلیدی

نظریه انتظار مسلمانه در دعای غیبت و کلام دولابی

رضا کریمی | شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷

دعای غیبت از ادعیه معرفت بخشی است که با درخواست معرفت آغاز می شود و اولین درخواست هم معرفت خود خداست. به عبارت دیگر ما از امام به خدا نمی رسیم بلکه از خدا به امام‌ می رسیم! در ادامه هم می فهمیم که برای تثبیت و‌باقی ماندن بر دین، معرفت به امام بعد از معرفت خدا و رسول ضروری است وگرنه مرگ جاهلی در انتظار ماست!
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی ‏
دعای سه مرحله ای غیبت اینجا به یک پایان اولیه می رسد و برخی این دعا را تا اینجا بیان کرده اند اما در روایات دیگر دعا مفصلا ادامه پیدا می کند و راز بزرگی از انتظار در زمان غیبت را تبیین می کند:
اللَّهُمَّ لاَ تُمِتْنِی مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ لاَ تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنِی‏
بعد از این درخواست در ادامه اسامی دوازده امام تا قائم بیان می شود؛ گویی که این ذوات مصداق تثبیت بر دین (و آیه وَ لاَ تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنِی‏ ) هستند. 
بر این اساس، دعا ادامه پیدا می کند و می بینیم که در زمانه غیبت دعای ما این است که بر دین و طاعت او باقی بمانیم:
اللَّهُمَّ فَثَبِّتْنِی عَلَى دِینِکَ وَ اسْتَعْمِلْنِی بِطَاعَتِکَ وَ لَیِّنْ قَلْبِی لِوَلِیِّ أَمْرِکَ وَ عَافِنِی مِمَّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَکَ‏
اما تثبیت چگونه ممکن است؟ این کار با توحید ناب (تسلیم) ممکن است و‌نباید تعجیل کرد و‌اذن الهی لازم است و حتی خود امام زمان هم منتظر است:
وَ ثَبِّتْنِی عَلَى طَاعَةِ وَلِیِّ أَمْرِکَ الَّذِی سَتَرْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ وَ بِإِذْنِکَ غَابَ عَنْ بَرِیَّتِکَ وَ أَمْرَکَ یَنْتَظِرُ
 مهم ترین عامل فرج این است که کار را کاملا در قدرت و صلاح خدا بدانیم و بگوییم:
وَ أَنْتَ الْعَالِمُ غَیْرُ الْمُعَلَّمِ بِالْوَقْتِ الَّذِی فِیهِ صَلاَحُ أَمْرِ وَلِیِّکَ فِی الْإِذْنِ لَهُ بِإِظْهَارِ أَمْرِهِ وَ کَشْفِ سِتْرِهِ‏
تو اى خدا به ذات خود بى‏ تعلم دانایى که چه هنگامى مصلحت در اذن به ظهور امر سلطنت الهیه اوست و پرده از جمال او برداشتن چه وقت صلاح عالم است
فَصَبِّرْنِی عَلَى ذَلِکَ حَتَّى لاَ أُحِبَّ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لاَ تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ وَ لاَ کَشْفَ مَا سَتَرْتَ وَ لاَ الْبَحْثَ عَمَّا کَتَمْتَ‏
 پس اى خدا مرا صبر و شکیبایى ده در امر غیبت آن حضرت که آنچه را تو تأخیرش خواهى من تعجیل آن نخواهم و آنچه تو تعجیل آن خواهى من تأخیرش نطلبم و آنچه تو مستور میدارى کشف آن نخواهم و آنچه امر بکتمان و نهان داشتن فرمودى بحث در آن نکنم
وَ لاَ أُنَازِعَکَ فِی تَدْبِیرِکَ وَ لاَ أَقُولَ لِمَ وَ کَیْفَ وَ مَا بَالُ وَلِیِّ الْأَمْرِ لاَ یَظْهَرُ
با فهم این حقیقت است که دعای غیبت به مرحله بعد می رسد:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تُرِیَنِی وَلِیَّ أَمْرِکَ ظَاهِراً نَافِذَ الْأَمْرِ
چگونه می توان ولی امر را دید و‌دعای رؤیت چطور مستجاب می شود؟
مَعَ عِلْمِی بِأَنَّ لَکَ السُّلْطَانَ وَ الْقُدْرَةَ وَ الْبُرْهَانَ وَ الْحُجَّةَ وَ الْمَشِیَّةَ وَ الْحَوْلَ وَ الْقُوَّة
نظر واضح به ولی امر زمانی میسر می شود که علم به اینکه «قدرت و همه چیزها برای خداست» در مؤمنین پیاده شود، آن وقت می توان طلب رؤیت داشت:
فَافْعَلْ ذَلِکَ بِی وَ بِجَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ حَتَّى نَنْظُرَ إِلَى وَلِیِّ أَمْرِکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ ظَاهِرَ الْمَقَالَةِ وَاضِحَ الدَّلاَلَةِ هَادِیاً مِنَ الضَّلاَلَةِ شَافِیاً مِنَ الْجَهَالَةِ
و بعد از این دعاست که تقاضای مشاهده مفصل تر ادامه پیدا می کند و برای امام و علیه دشمنان او دعا می شود...

***
نظریه مرحوم دولابی درباره انتظار بیش از هر چیز در این دعا آشکار است. او معتقد است انتظار درجاتی دارد و چنانچه در این دعا آمده منتظر واقعی نباید به دنبال تعجیل باشد( لاَ أُحِبَّ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لاَ تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْت) : « طلب تعجیل ظهور برای افراد مبتدی خوب است، ولی بالاتر از آن هم هست و آن وقتی است که از تقلای خودت مایوس شدی و در خانه‌ات نشستی و چشم و گوش به در ماندی. از آن بالاتر وقتی است که منتظر در هم نیستی و از آن هم مایوس شدی. چنین فردی خود حضرت ولی عصر «عجل الله تعالی فرجه» پهلویش نشسته‌اند و همه‌ی ملائکه نگاهش می‌کنند.»
دولابی معتقد بود که ما سه دسته منتظر داریم: 
1) کسی که از دور زیاد یاد امام می‌کند و انتظار دیدار او را می‌کشد تا علائم و آثاری از امامش ببیند، که فرموده‌اند: «افضل الاعمال انتظار الفرج»: برترین کارها انتظار فرج است. 
2) کسی که آثار و جای پا و جلوه‌ای از امام را دیده است، که فرموده‌اند: «فان ذلک فرجکم»: پس به درستی که فرج امام زمان «عجل الله تعالی فرجه» فرج خود شماست، یعنی انتظار و دعا کردن برای خود شما فرج و گشایش می‌آورد. 
3) اگر انتظار کامل شود و محبت به حد کمال برسد، طوری می‌شود که حضرت را در ظاهر ببیند یا نبیند، در یقین او اثر ندارد، بلکه در همه وقت با قلب خود مشاهده می‌کند. مثل پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» و اویس قرنی که به ظاهر اصلا یکدیگر را ندیدند؛ اما هرگز از هم جدا نبودند. 
امام سجاد «علیه السلام» می‌فرماید: «ان اهل زمان غیبته افضل اهل کل زمان، لان الله آتاهم من العقل و الفهم و المعرفة حتی صارت الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة»: منتظران واقعی در زمان غیبت، برتر از مردم تمامی زمانها هستند.
اینجاست که نظریه انتظار دولابی، که نظریه تسلیم است ، ضد تعجیل است: « کسی که غیبت و ظهور حضرت حجت «علیه السلام» برایش یکسان باشد، به حضرت راه پیدا می‌کند. تا وقتی شخص می‌خواهد حضرت بیایند و پدر آدمهای بد را در بیاورند و انتقام از ظالمین بکشند، از دیدن حضرت خبری نیست. هر وقت عبد و تسلیم شدی و فاعلیت خدا را در همه‌ی حوادث دیدی و به آن تن دادی، آن وقت برای ملاقات با حجت خدا آماده شده‌ای.»

در اینجا ممکن است سؤالی پیش بیاید: در دعای غیبت در یک قسمت می خواهیم تا لا احب تعجیل ما اخرت... و در قسمتی دیگر اللهم عجل فرجه می گوییم. در دوران غیبت تعجیل را باید طلب کرد یا نه؟ باید بدانیم فرج در این است که به حال تسلیم و عدم حب تعجیل برسیم. برخی از ما هنوز به مرحله تسلیم نرسیدیم و باید درخواست تعجیل کنیم تا از این خواسته بی نیاز شویم. پس معنی حقیقی «عجل فرجه» این است که که خدا حال عدم تعجیل را برای ما تعجیل کند.

به معنایی دیگر انتظار فرج است . انتظار در معنای ساده امید به آینده است اما باید با نگاه توحیدی اهل آینده شد. به آینده اندیشیدن به معنای ناشکری از وضع موجود که در هر صورت قضای الهی است نیست. بلکه زمانی انتظار به سر می رسد که آنقدر تسلیم شویم که وضع موجود را شکر کنیم! منتظر نقشه آینده را نمی کشد. منتظران آینده سازان نیستند و آینده ناگهان بر دلشان می نشیند. آنها اگر رحمتی غیر از وضع موجود (آینده)می طلبند از من لدُن (آل عمران/8) می طلبند، جایی که در فهم بنده نمی گنجد. مسلم  تفضلی را که خدا به بعضی بر بعضی دیگر روا داشته است را تمنا نمی کند، هر کسی نصیبی دارد و اگر مسئلتی هست از فضل خدا باید خواست (نساء/38). فضل یعنی زیادی و از فضل خدا خواستن به معنی رضایت دادن به نصیب الهی و توقع نداشتن است. به یک معنی منتظران منتظر چیزی هستند که خدا در دلشان انداخته است نه چیزی که خود برنامه ریزی کرده اند.

امام سجاد علیه السلام می فرماید: قائلین به امامت قائم و منتظرین ظهور او بهترین مردمان هستند چون آنچنان از عقل و فهم و معرفت به
آنها داده شده است که غیبت برای آنها به منزله مشاهده است، آنها به منزله مجاهدین با شمشیر در نزد رسول خدا هستند (کمال الدین، ج1، ص320). در روایت دیگر منتظر مانند قائم رد خیمه اش است بلکه مانند شمشیرزننده در رکاب او بلکه مانند شهید همراه رسول خدا (بحارالانوار، ج52). کسی که بمیرد در حالی که عارف به اماش باشد تقدیم و تأخر فرج ضرری به او نمی رساند (کافی، ج1،ص371). منتظرین در غیبت یا مطیعین در ظهور هر دو اولیاء هستند که نه می ترسند و نه غمگینند (کمال الدین، ص357). انتظار را می توان با به کم راضی شدن متناسب دانست (بحارالانوار، ج52، ص122). شرط انتظار معرفت امام است و  معرفت یعنی به مرگ جاهلیت نمردن یعنی بعد از هدایت شدن به گمراهی نرفتن (کمال الدین، ج52، ص512). می توان گفت: معرفت یعنی از حد معرفت امام فراتر نرفتن! به قول مرحوم دولابی می توانی خدمت حضرت برسی اما نمی روی!

«زندگی یک منتظرحقیقی چنان است که گویی هیچ کم ندارد و اصلاً منتظر نیست! او راضی و بی نیاز است و آنقدر داده های الهی را پذیرش کرده است که برایش فرقی نیست که امام تشریف بیاوند یا نه!» (طوبای محبت، ج1 ، ص 101).  برای او وقتی دچار حال پذیرش شد امام آمده است. انتظار فرج خود فرج است (کمال الدین و تمام النعمه، باب انتظار).

در واقع نظریه «انتظار مسلمانه» که در دعای غیبت و در تحلیل مرحوم دولابی آشکارا بیان شده است تصور مشهور از انتظار که تعجیل را در خود دارد دگرگون می کند. کسانی مانند مرحوم دکتر شریعتی که انتظار را مکتب اعتراض می دانستند متوجه این نکته مهم نشده بودند که لازمه تغییر وضع موجود تسلیم است و تغییر و اعتراض باید با روح تسلیم هماهنگ باشند.
اکنون می توان معنای این روایت را عمیق تر فهمید: کذب الوقاتون هلک المستعجلون‌ نجاالمسلمون.

  • ۹۷/۰۶/۳۱
  • رضا کریمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی